فراخوان پاطوق شش هابيل: «دانشگاه و دانشجو»
با پاطوقهاي هابيل كه حتماً آشنايي داريد؟
شمارهي ۱۲ اولين پاطوق هابيل زاده شد: «كتابهاي روايت فتح». پاطوقي با ۱۴ يادداشت؛ كه از نقد فرمي تا زبانشناختي و ادبي و جامعهشناختي كتابهاي روايت فتح را ميتوانستي در آن بجويي. تنوعي كه در پاطوقهاي بعدي به اين شدت تكرار نشد!
پاطوق دو به بررسي و نقد شخصيتي اختصاص داشت كه در بين انقلابيان جوان وجههاي اسطورهاي دارد؛ «شهيد سيدمرتضا آويني». اين پاطوق ۱۳ يادداشت را شامل ميشد كه به بررسي آرا و نظرات آن شهيد در مورد مقولات هنر، انقلاب، عاشورا، جنگ و سينما. حسن ختام آن پاطوق يادداشتي بود با عنوان «امامزاده مرتضا» كه به نقد نوع رابطهي شيفتهوار جماعت انقلابي با شهيدآويني پرداخته بود. يادداشتي كه البته پسلرزههاي بسياري را متوجه نشريه ساخت كه هنوز هم ادامه دارد!
پاطوق سه با عنوان «نسل ما» اختصاص داشت به ۱۲ يادداشت كه در حقيقت تكنگاريهايي بودند به قلم ۱۱ جوان نسل سومي دربارهي خود و نسلشان. پاطوقي كه رنگ و طعم متفاوت داشت با ديگر پاطوقها.
پاطوق چهار، پاطوق «بسيج» بود؛ با ۹ يادداشت. پاطوقي كه قبل از انتشارش همه ميگفتند آخرين پاطوق خواهد بود و هابيل را به مسلخ خواهد كشاند! اما پس از انتشار با استقبال كمنظير صنوف مختلف بسيجيان مواجه شد. عجب نبود؛ چه: سخن كز دل برآيد لاجرم بر دل نشيند. هرچند هزينههايي را به حكم لرزش پس از خوردن خربزه به نشريه و اذناب آن تحميل كرد و ميكند!
و بالاخره پاطوق پنج «راهيان نور» بود، با ۱۰ يادداشت. در مورد يكي از مهمترين و بزرگترين اتفاقها در عرصهي فرهنگ دفاع مقدس به نام اردوهاي راهيان نور؛ و نقد و بررسي فرصتها و تهديدهاي اين اتفاق.
اما پاطوق شش چنانچه پيشتر اشاره كرده بوديم «دانشگاه و دانشجو» نام دارد و قرار است يادداشتهاي با محوريت سرفصلهاي زير را شامل شود:
- آکادمی علوم انسانی و جمهوری اسلامی
- بیسوادی و مدرکزدهگی
- دانشگاه تودهای و دانشگاه نخبهگرا
- نسبت تشکلهای دانشجویی و بدنهی دانشگاه
- بنبست اثرگذاری جنبش دانشجویی
- دانشگاه و اخلاق
- آزاد اندیشی و بايستههاي آن
- دانشگاه و انقلاب
- دانشگاه و دفاع مقدس
- آموزش هنر در دانشگاهها
- علمدزدی
- پایاننامهها؛ فرمزدهگی
- پژوهشکدهها، دانشگاهها، پژوهشگاهها
- تولید علم؛ داخل و خارج دانشگاه
- کنکور؛ آری یا نه؟
- دانشگاه سیاسی؛ سیاست دانشگاهی
- آیا دانشگاه میتواند تولیدگر علم موردنیاز انقلاب باشد؟
- دانشگاه بیسئوال
- نهاد نمایندهگی رهبری در دانشگاهها
- دروس عمومی؛ وصلههای ناچسب
- فرار مغزها! ارزيابي تحصیل در خارج
- سهمیهبندی جنسیتی
- سهميهبندي بومي
- اقتصادِ دانشجو
- دانشگاههای حوزوی (امام صادق(ع)، مفید، باقرالعلوم(ع) و…)
- دانشگاه امام صادق(ع)
- دانشگاه پیام نور
- دانشگاه آزاد
طبيعتا محدوديت پاطوق مانع آن ميشود كه مجال پرداختن به همهي اين سرفصلها فراهم آيد. اما …
اما اولويتبندي، گزينش و تكميل اين فهرست بسته به نظر شما مخاطب گرامي است. و اگر موافق باشيد اين پُست را به بررسي و اظهارنظر پيرامون همين موضوع اختصاص دهيم.
كدام موضوع؟ و چرا؟
راستي!
شما نميخواهيد به جمع اهالي پاطوق شش بپيونديد؟
اگر ميخواهيد بسم الله.
يادداشتها و مقالات خود را در حجم حداكثر ۲۰۰۰ كلمه حول موضوعات مذكور يا هر سرفصل ديگري كه معتقديد بايد در اين ليست باشد و نيست براي هابيل يا براي دبير پاطوق شش ـ آقاي احمد ذوعلم ـ ارسال كنيد:
مهلت ارسال مطالب: ۱۰ مهرماه
بيصبرانه منتظر يادداشتها و نظراتتان هستيم.
يا علي
۲۸ شهریور ۸۷ @ ۱۱:۱۵ ق.ظ
پرداختن به مقوله دانشگاه های پولی مانند دوره های مشترک دانشگاه ها و یا دوره های شبانه و بی برنامگی برای آینده آموزش عالی هم میتواند از موضوعات مورد بحث در این پاطوق باش.
به هر حال مشتاق دیدار هابیل ۷ هستیم
۳۰ شهریور ۸۷ @ ۹:۵۳ ب.ظ
حس مي كنم هابيل به شدت دچار خود شيفتگي است. به قول آن سردبير: با حاشيههايش ارتزاق مي كند و نه متن. در حالي كه عمده مقالات هابيل سياه مشق هاي دانشجويي است، معناي برخورد اين گونه را نمي فهمم. كافي است محتويات هابيل را در فرمت نشريات ديگر دانشجويي، كپي و جلد كاغذي و سياه و سفيد، منتشر كنيد تا در يابيد كه وزن محتواي شما چه اندازه است …
۳۱ شهریور ۸۷ @ ۱:۱۳ ب.ظ
سلام
جسارتاآدرس اي ميل محقير اين است:
ahmadzouelm@gmail.com
۳۱ شهریور ۸۷ @ ۳:۲۰ ب.ظ
ما كه هنوز شماره قبل به دستمون نرسيده!!!داستان چيه؟؟؟بابا چشمون به در سفيد شد،دلمون هم از شما سياه…يه كاري بكنيد ديگه…ما همش بايد انتظار بكشيم؟؟؟
۲ مهر ۸۷ @ ۱۲:۱۴ ب.ظ
پاسخ به “یه منتظر”
افضل الاعمال امتی انتظار الفرج. رسول اکرم (ص)
در صورتی که تا کنون نشریه شماره هشت به دستتان نرسیده با شماره تلفن ۲۳۵۱۷۰۹ - ۰۳۱۱ تماس حاصل نمایید.
۳ مهر ۸۷ @ ۴:۲۶ ق.ظ
سلام . موفق باشيد . بدرود.
۷ مهر ۸۷ @ ۱۱:۰۸ ق.ظ
آقا این شماره جدید کی منتشر میشه؟
ما منتظریم ها….
۸ مهر ۸۷ @ ۱۱:۰۵ ق.ظ
می خواستم بدونم آخرین مهلت ارسال مطلب چه زمانی است؟
راستی شنیدم امتداد هم یه حالی بهتون داده، بالاخره راه افتادید و باید سنگ ÷رانی ها را هم تحمل کنید
۸ مهر ۸۷ @ ۱۲:۳۱ ب.ظ
سلام
پاسخ به محمود
سلام
حداكثر تا ۱۵ مهرماه
موفق باشيد
۹ مهر ۸۷ @ ۵:۱۰ ب.ظ
سلام هابیلیا
چون رو راست و بی ریائید دوستتان دارم.
مصداق صحبت های آقا در جمع فعالیان دانشجویی در بسیاری از مواردفکر کنم شما باشید.
نسل جدید انقلاب….
پیروز باشید.
۱۳ مهر ۸۷ @ ۹:۱۴ ب.ظ
سلام
امتداد را به واسطه سفری به جنوب مشترکم.
آخرین شماره اش که آمد جاخوردم.
نه از بابت آنچه در آن آمده بود بلکه از آن جهت که فکر می کردم پاتوق تان کمی دور از انصاف است ولی با دیدن امتداد فهمیدم اشتباه از من بوده است.
ای کاش کمی هم مثل شما انصاف داشتند.
به قول«محمود» راه افتاده اید و دارند سنگ می زنند.
خدا قوتتان دهد.
۱۳ مهر ۸۷ @ ۹:۱۶ ب.ظ
بابا این امتدادی ها گیج گیج اند فکر کرده اند منظور شما از «عوام» شهدا هستند. بابا این طفلکی ها نگرفته اند موضوع را
حرجی به شان نیست.
بی خیال…
۱۴ مهر ۸۷ @ ۱۱:۱۸ ق.ظ
من جای شما بودم به خاطر این کج فهمی امتدادی ها که شده اند مافیای مناطق جنگی و به قول ظریفی علی دایی مناطق جنوب! شکایت می کردم و برای شهدا اعاده ی حیثیت! کجای مقاله ی شما شهدا عوام پنداشته شده اند که آقایان یه جای کلمه ی عوام در تیتر دخیل بر ضریح عوام گذاشته اند شهدا؟
۱۴ مهر ۸۷ @ ۱:۳۰ ب.ظ
سلام
من هم خودم را عضوی از هابیل می دونم و به همین دلیل می خواستم یه نکته ای را تذکر بدهم.
آقایان امتدادی فکر می کنند چون دارند برای شهدا کار می کنند همه چیزشان درست است و هر کس نکته ای را بهشان تذکر داد دشمن شهدا و انقلاب و …است. آقایان خودشان را قیم همه چیز می دانند،یاللعجب از این همه پررویی…
برای خودمان متاسفم که اینقدر ظرفیت نقد در میانمان پایین است و به محض کوچکترین حرفی همه را دشمن می پنداریم.
آینده همه چیز را مشخص خواهد کرد
۱۶ مهر ۸۷ @ ۲:۵۷ ب.ظ
می خواستم فقط بگویم بی خیال این حرفها زودتر شماره بعدی را چاپ کنید
۱۷ مهر ۸۷ @ ۱۰:۲۱ ق.ظ
تو پست قبلی که هشدار داده بودم معلوم می شود آقایان سرشان را از آخورشان بلند کرده اند تا نفسی تازه کنند تازه فهمیده اند دوروبرشان چه خبر است! آخورشان در خطر است!
۲۱ مهر ۸۷ @ ۲:۴۸ ب.ظ
تمامی تلاشهای ما برای اعتلای ایران و انقلاب ماجور است.
مستدام و پاینده باشید.
حال می کنیم با نشریه تان….
فقط کاش هفته نامه بود
۲۳ مهر ۸۷ @ ۱۱:۲۹ ب.ظ
حاج حسين يكتا به مثل شماها مي گويد: يك عده بچه تهروني غرغرو …
۲۴ مهر ۸۷ @ ۲:۴۱ ب.ظ
جواب به ناشناس!
معلوم می شود این حاج حسین یکتا فقط تو قضیه ی شهدا و عوام و غیره گیج نمی زند بابا خوبه شماره اصفهان به این گوندگی رو همه اول نشریه دیده اند! نکنه ۰۲۱ رو هم با ۰۳۱۱ اشتباه گرفته اید!
۲۴ مهر ۸۷ @ ۶:۲۶ ب.ظ
دقیقا یاد فیلم پدر خوانده و ژانر فیلم های مافیایی افتادم وقتی جمله ی دوست عزیزم آقای ناشناس رو خوندم که: حاج حسين يكتا به مثل شماها مي گويد: يك عده بچه تهروني غرغرو … الحق که درست گفته اند که شما مافیای مناطق جنوبید!
۲۵ مهر ۸۷ @ ۱۲:۰۸ ب.ظ
حاج حسین یکتا را می شناسم و دوستش دارم و البته به همان اندازه هابیلیان را.
علتش را هم واضح می دانم، اینها هر دو مکمل یکدیگرند. البته از حاج حسین یکتا به جهت بالاتر رفتن سنش قدرت تحمل و صبر کمتری انتظار دارم. چه بخواهیم و چه نخواهیم شکاف نسلهاست دیگر.
اصلا به دنیا آمدن هابیل به خاطر همین عدم درک زبان نسل سوم توسط نسلهای دیگر است.
ببینید نزدیکتر از حاج حسین یکتا به خودمان که نداریم. او هم خیلی خاطرمان را می خواهد و می گوید «يك عده بچه تهروني غرغرو…» مشکل درست همین جاست و فکر می کنم همین جاست که نشریه ای مثل هابیل متولد می شود.
من حاج حسین یکتا را مانند پدر شهیدم دوست دارم اما فکر می کنم او از من انتظار مرید و مرادی دارد که هرچه بگوید من به گوش گیرم و البته همین کار را هم من می کنم اما برایم مهم است که او هم به قول هابیل روایت مرا هم بشنود و با دیده انصاف نقد کند و اگر درست بود بپذیرد هرچند ممکن است کلام من به لطافت کلامش نباشد.
به هر حال خوشحالم که خودم و البته دیگر هابیلیان در جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی تجلی و ظهور پیدا کرده اند، این نشانه ای روشن است از قابلیتهای نسلهای تربیت شده در انقلاب در ایجاد یک جریان فکری .
به امید پیروزی حق علیه کفر جهانی.
یا علی
۲۷ مهر ۸۷ @ ۴:۰۸ ب.ظ
به قول حاج عبدالله ضابط: تو كوچولويي نمي فهمي، بيا شب والفجر ۸، كربلايي ۴، بيا ببين …
گريپ معنوي بايد باشي اگر بوي شهداء را از آن زمينهاي مقدس استشمام نكني و در عوامي ات بماني. معرفت دُر گراني است …
۲۷ مهر ۸۷ @ ۷:۱۴ ب.ظ
واقعا وقتی بچه های هابیل که لااقل در کلام و قلمشان تعهد و علقه خود به انقلاب و امام و آرمانهای شهدا را اظهار میکنند تحمل نمیشوند و حرفشان و نقدشان برتابیده نمیشود دیگر وای به حال دیگران!
فبشر عبادی الذین یستمعون القول و یتبعون احسنه
کاش بعضیها کمی سعه صدر داشتند!
۲۸ مهر ۸۷ @ ۱۱:۵۷ ق.ظ
آقایان بروند به این آدرس:
http://emtedad.ir/New/MagzineText.php?TextID=۶۰
مطلب امتداد را بخوانند تا بفهمند کیلو کیلو بلاهت چه جوری سر بچه مذهبی های ما ریخته اند هنوز هم نمی فهمند!
۷ آبان ۸۷ @ ۱۲:۲۴ ق.ظ
نه عزیزم گریپ نیستند اتفاقا تا دلت بخواد برابازشدن مشاعرشون بخور اکالیپتوس دادن.
۹ آبان ۸۷ @ ۱:۲۰ ق.ظ
یکی نیس به این قصاب بگه تو برو گوشتتو بفروش!
۲۷ اسفند ۸۷ @ ۱۱:۱۹ ق.ظ
Hello. And Bye.
۳۱ اردیبهشت ۸۹ @ ۹:۳۱ ق.ظ
Thank you very well read allss textt about drsating and ilike it very much
۱۷ تیر ۸۹ @ ۳:۴۴ ق.ظ
Writing comes more easily if you have something to say.
۳ شهریور ۸۹ @ ۹:۵۳ ب.ظ
агенство знакомства с иностранцами ۱vstvipsone